آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(2)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
2 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)

نظر از: یار مهـــدی [عضو] 

5 stars

رویاهای نیمه شب شما را دنبال کردم
احسنت به قلم شما

1397/04/12 @ 16:17

نظر از: حدیث عشق [عضو] 

سلام. ممنون از لطفتون

1397/04/13 @ 07:16

نظر از: حدیث عشق [عضو] 

سلام وای اینقدر بد نوشتم. این داستان اتفاق افتاده من نتونستم از آب در بیارم
ببین یه دختر بود که مذهبی هم بود. اما دلش می خواست بهتر از این بشه. بعد یه روز صلوات ها رو یادش می ره و برادرش خواب می بینه و دیگه این دختر آشفتگیش بیشتر می شه و بعد هم در گیر عشق خیالی و گاه تحریک شدن و گاه به مرز ارضا شدن می رسه و خواب هاش بر همون اساس ادامه پیدا می کنه تا بالاخره بعد از ازدواج می فهمه سرطان روده داره و میمیره.
میگم کجاهاشو درست کنم گیج کننده نباشه

1397/04/11 @ 15:13

نظر از: پینــــــــــــــــــــار [عضو] 

5 stars

سلام
من بالخره متوجه نشدم آخر قصه چی شد
اصلا کی به کی بود؟:))

1397/04/11 @ 13:15


فرم در حال بارگذاری ...

ساخت وبلاگ در کوثربلاگ